همایون ...
به کام دشمن و بيگانه رفت چندين روز ز دوستان نشنيدم که آشنايي هست

خیلی پیشتر منتظر بودم و گوش به زنگ برای کنسرت همایون.
صداش برام خیلی دلنشینه و خودش خیلی دوست داشتنی.
به "زور" تونستم حسین رو راضی کنم که بیاد. امین هم برای شب دوم بلیط گرفت.
کنسرت توی مرکز همایش های برج میلاد برگزار می شد.
همون اولین ساعات فروش دو بلیط "بالکن" به صورت اینترنتی خریدم.

کنسرت شروع شد: تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم ...
جالب بود که در شروع کنسرت همه ی نوازنده ها حضور نداشتند. و باقی نوازندگان در قطعه چهارم به بعد اضافه شدند.
قطعات "صنما"، "آب نان آواز" و "گناه عشق" عالی عالی بودند. مخصوصا صنما که اولین قطعه بود و حسابی سر کیفمون آورد.
به از این چه شادمانی که تو جانی و جهانی چه غم است عاشقان را که جهان بقا ندارد
بعضی از تصنیف های آلبوم جدید همایون رو قبلا خیلی گوش داده بودم و حالا با تنظیم یکم متفاوت تری آماده شده بودند. گوش من آماده شنیدن یک چیز بود و چیز دیگری می شنید. ولی همون هم برام دوست داشتنی بود.
آخر کنسرت همه منتظر بودن همایون غافلگیرشون کنه. ما به همون "مرغ سحر تکراری" هم راضی بودیم! ولی گویا قرار نبود ما رو غافل گیر کنن. یکی از تصنیف هایی رو که ریتم تندی داشت دوباره اجرا کردند. شبی عالی فقط بدون غافلگیری به پایان رسید.
برنامه حدود 20:20 شروع شد و حدود 23 تمام شد.
این شبِ پر از آواز هم خاطره شد.
آنچنان بر ما به نان و آب اینجا تنگسالی گشت
که کسی به فکر آوازی نباشد
اگر آوازی نباشد
شوق پروازی نخواهد بود
آب نان آواز ...

پینوشت:
1. کلا با حسین به این نتیجه رسیدیم که بهتر بود بالکن رو انتخاب نمی کردیم! هرچند بضاعت دانشجویی در حد بالکن هست.
2. یادداشت استاد شجریان در مورد کنسرت همایون رو در اینجا بخونید.
3. داره همه زندگیمون میشه خاطره!


